سوال از کاندیداهای مجلس نهم ایرانشهر
با توجه به نزدیکی انتخابات و برای روشن شدن اذهان عموم و انتخاباتی پر شورمردمی، مدیریت وبلاگ ارتباط ایرانشهر در نظر دارد سوالات را در وبلاگ درج نماید و کاندیداهای محترم در صورت تمایل می توانند پاسخ های خود را برای درج در وبلاگ ارسال نمایند .
سوالات بزودی درج خواهد شد.
ربوشه تایید شد..!!
طبق اخبار درگوشی و بیرون گوشی سخن از حضور مجدد نورمحمد ربوشه در عرصه انتخابات مجلس نهم در حوزه ایرانشهر می باشد.
نورمحمد ربوشه در دوره های چهارم و ششم نماینده مردم حوزه ایرانشهر درمجلس شورای اسلامی بود.
با توجه یه این احتمال باید دید حرکات و تبلیغات و حتی حضور دیگر کاندیداها در پرده ایی از ابهام می باشد .
مشارکت گسترده مردم چگونه ؟!!!
چندی قبل که جلسه ایی با مسوولین سیاسی و قضایی شهرستان به همراه گروهی از وبلاگ نویسان و خبرنگاران داشتم مطالب بسیار جالب و مهمی بیان شد، مطالبی که شاید در بسیاری موارد از روی سهوی بودن بدان توجه نشود و ندانیم که چه عواقبی را با خود در پی خواهد داشت .
در آن جلسه که بیشتر حول محور انتخابات می چرخید نکاتی در خصوص قوانین انتخابات و قوانین اطلاع رسانی در حوزه خبر ، دنیای مجازی ( اینترنت ) ، وبلاگ و وبسایت نویسی بیان گردید.
اما نکاتی که در آن جلسه همگان بر آن تاکید داشتند ، حضور پر شور و مشارکت بالای مردم همانند ادوار قبل در انتخابات بود .
یکی از راه های حضور مردم ، بالا رفتن سطح آگاهی و دانش در خصوص هر یک از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی است که مردم بدانند و با دید
جوابیه ایی بر خبر « هنر دارند این شهرداری چی ها »
با توجه به درج خبری در باب از بین بردن بیت المال توسط شهرداری ایرانشهر مسوول امور عمرانی ( سهرابزهی ) طی تماسی با مدیر وبلاگ اظهار داشت : با توجه به اینکه پیمانکار قبلی به تعهدات خود عمل ننموده و اینکه هیچ هزینه ایی نیز به وی پرداخت نشده !!!! و عدم اجرای صحیح این جداول آن را تخریب و دوباره باز سازی خواهیم نمود .
با تشکر از آقای سهرابزهی ، امید است که در خصوص دیگر مشکلات ذکر شده نیز جوابگویی یافت شود و مردم بدانند که چرا پارکی با مبلغ 50 هزار تومان به شخصی با ترک تشریفات واگذار شده و یا چرا مورد پارک فجر که در شورای دور دوم و حقوقدان دور دوم ( شهردار دور سوم ) آن را تنظیم کرده و فعلاً ملک شخصی محسوب می شود همچنان بدون پیگیری مناسب مانده با توجه به اینکه خود شهرداری مستقیم می تواند وارد عمل شود چرا دست دست می کنند !!!!!؟ و یا دیگر موارد.....
هنر از بین بردن بیت المال توسط شهرداری !!!!!!!!!!
راه های بسیاری برای از بین بردن بیت المال وجود دارد که اگر اندکی دقت و تامل داشته باشید و نگاهی اجمالی به سطح شهر داشته باشید خواهید آموخت!!!!! . خواهید آموخت که چه راحت می توان بیت المال را هدر داد و کک شان هم نگزد . !!!!!
روزی خیابانی را آسفالت می کنند و سپس یادشان می افتد که جوی آب را یادشان رفته !!!!! و دوباره می کنند و ....... ( خیابان طالقانی )
روزی میدانی را احداث می کنند و یادشان می رود که باید اول جاده را تعریض کنند و سپس میدان را بسازند تا مردمان کشته و مصدوم نشوند
وووووو بسیارند از این موارد
و جدیداً جالب اینکه چند ماه قبل در خیابان الزهرا جنوبی جدول گذاری کردند و حال جدول ها را در آوردند و کلی تخریب و کلی هزینه ...........!!!!
هنر دارند این شهرداری چی ها

کلاغی که چهل کلاغ شد
چندی قبل (22 بهمن ) به جهت کاری مجبور بودم خارج از ایرانشهر باشم ، پس از سخنرانی ها واتمام راه پیمایی بسیاری افراد با تماس های مکرر خود از تاکید و اشاره مستقیم و همچنین تهدید امام جمعه ایرانشهر به مدیر وبلاگ ارتباط ایرانشهر سخن گفتند!!!!!!!!! .
شاید اگر نامی غیر از امام جمعه به میان می آمد می شد مطلب را هضم نمود ولی .......
می گفتند که امام جمعه با اشاره به وبلاگ نویسی در شهر سخن هایی گفته !!!! ........
با توجه به شناختی که از روحیه و اخلاق وی داشتم برایم صدها سوال درسر و ذهن و بسیاری چراغ های چشمک زن روشن و خاموش می شدند.
برای روشن شدن قضیه بهترین شخص خود امام جمعه یعنی حجه الاسلام عبدالهی بود که با توجه به وقت معین شده به دفتر وی رفتم .
وقتی مساله را جویا شدم دیدم صورت مساله را چه راحت برخی چرخانده اندو صورت مساله چیز دیگری است .
امام جمعه اظهار داشت که با توجه به نزدیکی انتخابات و اینکه دشمنان سعی در کم اهمیت نشان دادن آن از جانب مردم دارند و دیگر مسایل آنانی که دست به قلم هستند چه در جراید و چه در دنیای مجازی اعم از سایت و وبلاگ دقت بیشتری در مطالب خود داشته باشند و با متخلفین طبق قانون برخورد خواهد شد .
جالب اینکه برخی به جهت پاره ایی مسایل تا نامی از دنیای مجازی و وبلاگ نویسی در ایرانشهر می شود سریعاً مدیر وبلاگ را سیبل خود قرار می دهند .
با توجه به شایعات بوجود آمده خود را موظف دانستم در این خصوص مطلبی بنویسم .
چرا اطلاع رسانی در جنوب استان محکوم است ؟ چرا باید همیشه ساکت بود تا برخی خوششان آید؟ در جامعه ایی که رهبر آن تاکید بر پاسخگویی مسوولین به مردم دارد چرا باید سخن حق گویی را برخی برنتابند ؟ مطلب ذیل از وبلاگ آهوران سرزمین من به عاریه گرفتم .
رستم کریمی، شایسته تقدیر یا مستحق پیگرد قضایی
http://ahoran40.blogfa.com/post-70.aspx
در جوامع توسعه یافته و مردم سالار رسانه و به تبع آن خبرنگاران از ارکان مهم و قابل اعتنا برای رصد کردن فعالیت حکومتگران در لایه های مختلف اجتماع بوده و پل ارتباطی محکم بین جامعه و حکومت می باشند.
بسیاری از سیاسیون و جامعه شناسان، رسانه چه مکتوب مثل روزنامه و چه دیداری و شنیداری مثل رادیو و تلویزیون را رکن چهارم دموکراسی می دانند.البته از نوع مستقل و منتقدشان.
با نگاهی گذرا به تاریخ مطبوعات و رسانه در کشور عزیزمان ایران به دو مقطع قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر می خوریم. دوره ی قبل از پیروزی انقلاب و زمان حکومت جبر و طاغوت، حرکت و سمت و سوی رسانه در جهت مطامع و اهداف ضد دینی حکوت و استعمارگران بر کشور دیده می شود. در آن مقطع تاریخی
|
مدتي است به جاي لبخند ، تلخند نثارتان مي شود؛ وب نويسي پديده اي نو ، اما باز زاييده فكر ، كه با قلم جديد (صفحه كليد) بر صفحه وب قرار مي گيرد، قلم متعهد همیشه تامین و تضمین منافع و مصالح انسانها را در سرلوحه كار خویش قرار می دهد. اوضاع و احوال را نقد و تحلیل ، خدمتگزاری را تائید و تشویق ،خطا و سودجوئی را افشا و خیانت و فرصت طلبی را محکوم می کند و از نعل وارونه زدن بیزاراست. قلم می کوشد از هر طریق ممکن به حقایق روز دست یاقته وسیاه نمائی ها را با علم و آگاهی رسوا و با ترسیم راه از بیراهه ، بازیچه دست سیاست بازان دوران و قال و قیل دنیاپرستان نشود و مواظب هست که خدای ناخواسته آلوده حب نفس ،حب مقام و شیفته زر و زور و تزویر و مطامع و منافع متولیان امور نگردد . اگر قلم اين نبود نباشد بهتر . تملق و پرستش مخلوق در ذات قلم نيست ، مدح و ثنا فقط خاص خالق يكتاست و قلم از بيان آن قاصر. اما در بيان احوالات انسان از فساد تا ظلم يد طولا دارد اگر قلم اين نيست چرا خالق هستي با آن همه عظمت به آن قسم مي خورد . اهمیت قلم تابدان پایه است که در قرآن کریم مقدس ترین کتاب در عالم آفرینش به آن پرداخته |
دیگر شاید سایه ایی در تاریکی باشد. چرا؟!!
دیگر شاید سایه ایی در تاریکی باشد. دیگر شاید نای راه رفتن واز پله بالا رفتن و از بالای سن مخاطبان را نگریستن را نداشته باشد . دیگر شاید نفس وی را همانند قدیم یاری ندهد . نفسی که در جشن های 2500 ساله هنر موسیقی بلوچ و ایرانی را به رخ جهانیان کشید .
آری با دل زخم دیده ی وی چه می توان کرد ؟ که گفت : اگر رییس قبلی ارشاد اینجا بود پایم را در این محل نمی گذاشتم .!!!!
وی از ارج و قرب در زمان مدیر کلی کرباسچی در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می گفت. از آن زمان که بیشتر سفرهای خارجی و هنرنمایی در نزد بزرگان دنیا را با خود به همراه داشت . دوستی در مطلبی نوشته بود که این استاد موسیقی همچنان بیمه ندارد !!!!! آیا دیگران نیز بزرگان خود را چنین حرمت می نهند؟ بیاییم در زمان زنده بودن قدر بدانیم بزرگان را .............


شب شعر بیداری اسلامی در ایرانشهر
شب شعر با موضوع انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در سالن ارشاد ایرانشهر مورخ 23/11/90 برگزار شد.
شب شعر که با پیشنهاد مشاوران در کمیته فرهنگی شورای شهر ( مشاورانی که هر روز از تعدادشان کاسته می شود !!!!!!!!!!!!!!!!!!! ) و تایید شورا برگزار شد . هرچند که در نهایت روابط عمومی شهرداری همه چیز را به نام خود تمام نمود .



درس عملی هرس و از بین بردن فضای سبز!!!!!!!!!!!!
هرس مدرنیته فضای سبزی که بیش از ۲۰ سال قدمت دارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لیست نهایی کاندیداهای حوزه ایرانشهر
با اعلام نهایی وزارت کشور و تایید ۴ نفر دیگر کاندیداهای مجلس شورای اسلامی حوزه ایرانشهر به ۸ نفر رسید .
دادرحمن بامری - ناصر درخشان - حسن باقری - فیض الرحمن رسولی زاده - عبدالوهاب کاویانپور - ابراهیم افرازه - ولی محمد بامری- غلام بامری
افتتاحیات دهه فجر در دانشگاه پیام نور ایرانشهر
از دید دوربین ارتباط ایرانشهر
بهره برداری و افتتاح آسفالت کف حیاط دانشگاه - محوطه و فضای سبز - لابراتوار زبان انگلیسی - استخر پرورش ماهی.
لابراتوار با ۱۰ میلیون تومان هزینه - استخر پرورش ماهی حدود ۱۰ میلیون تومان - محوطه سازی با هزینه ۱۵۰ میلیون تومان .
در استخر پرورش ماهی شیر ماهی آب شیرین (آمور) که علف خوار است پرورش داده می شود.

افتتاح ساختمان جدید اداره تعاون کار ورفاه اجتماعی ایرانشهر
از دید دوربین ارتباط ایرانشهر
این ساختمان از محل اعتبارات استانی به مبلغ ۲میلیارد و ۱۳۹ میلیون ريال (۰۰۰/۰۰۰/۱۳۹/۲ ) ساخته شده است .
مساحت ساختمان ۶۷۰ متر مربع زیربنا و در سه طبقه احداث شده است .
تو پرانتز : ما که دیدیم تو پلاکارد گرامی داشت مقدم مدعوین نوشته بودند اداره کارو امور اجتماعی و بقیه رو ................ حالا مهم نیست شاید چون این ساختمان از سال ۱۳۸۵ شروع شده بود چنین شد .!!!!!!

بگویم تا رفع ابهام شود !!
با تشکر از برخی دوستان و خوانندگان وبلاگ که نظر دادند و مطلبی را که در خصوص یکی از کاندیداها نوشته بودم را لگد مال شدن حیثیت و آبرو خبرنگاری برشمردند.
دوستان مدیر وبلاگ ارتباط ایرانشهر به هیچ وجه حرمت ، آبرو و وظیفه خبرنگاری خود را زیر پا نخواهد گذاشت و این را قول می دهم . اما در بحث تبلیغات با توجه به اینکه اینجانب مدیر مسوول کانون آگهی و تبلیغاتی کلات در شهرستان ایرانشهر می باشم برای درآمد زایی مجبور به تلاش خواهم بود .
در حیطه کار حرفه ایی تبلیغات خواهم نمود برای هر عزیزی که تمایل داشته باشد .
در خصوص مطلب درج شده نیز به جهت معرفی کاندیداهای عزیز به مردم محترم گام برداشته شد که دیگر با چشم بسته کسی رابرای گرفتن نمره انضباط بیست به مجلس نفرستیم .
با تشکر
در شب شعر و دست درازی به شعر شعرا ؟!!!!!
قدیمها شعری بود از حافظ به شرح ذیل
|
بر سَر ِ آنم که گر ز دست برآید |
دست به کاری زنم که غصه سر آید | |
|
بگذرد این روزگار تلخ تر از زَهر |
بار دگر روزگار چون شِکَر آید | |
|
بلبل عاشق! تو عمر خواه, که آخِر |
باغ شود سبز و شاخ ِگل به بَر آید | |
|
صبرو ظفر, هر دو دوستان قدیمند |
بر اثر ِ صبر نوبت ِ ظفر آید | |
|
صالح و طالح متاع خویش نمایند |
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. | |
|
خلوت دل نیست جایِ صحبتِ اضداد: |
دیو چو بیرون رود فرشته درآید! | |
|
بر در ِاربابِ بیمروتِ دنیا |
چند نشینی که خواجه کِی به درآید؟ | |
|
صحبتِ حکام ظلمتِ شبِ یلداست, |
نور ز خورشید خواه, بو که برآید! | |
|
غفلتِ حافظ در این سراچه, عجب نیست: |
هر که به میخانه رفت بیخبر آید! |
اما جدیداً به کشفی بزرگ نائل گشتیم که در آن زمان حافظ پر بیراه سخن گفته بو د و صحیح آن است که در ذیل می آید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در سایت ............

بگذر این روز گار تلختر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست دیو چو بیرون رود فرشته درآید
مقایسه شود کدام مصراع با کدام مصراع !!!!!
یه شب خواب دیدم درشهر ......... !!!!!!!!!!!!
یه شب از سر بیکاری داشتم خواب می دیدم !!! همینطوری از سر بیکاری باور کنید !!!!
خواب دیدم دارن در شهر تمام دست فروشها رو جمع می کنن !!!! و جالب اینکه اصلاً به اون افراد بابت جمع کردن وسایل رسید هم نمیدن ؟!!!! که جنس ها رو می برن و کجا می برن ؟ رو دقت نکردم چون عینک نزده بودم تو خواب شفاف ندیدم !!! بعدش در ادامه خواب دیدم یه آدم خوش قیافه با محاسن زیبا !!!! و یقه بسته آمد. چقدر قیافه اش برام آشنا بود !!!!! آهان همونی که یه دفعه تهدیدم کرده بود که می بره تا یه هفته کسی ازم خبر نداشته باشه !!!!! آره خودش بود . همه رو تهدید می کرد که اگر خلاف نظر من حرف بزنید جایی می برمتون که ندونید کجا رفتید !!!!! یا می دمتون دست ........ بلوچ ها که بکشنتون !!!! ( تو خواب هم این بلوچها آدم می کشن ؟!!!! ) همین که هست هر چی من می گم درسته !!!! خلاصه دیدم این آدم خوبه داره چند تا درب و پنجره رو می بره تو یه محلی برای ......... خوب شاید درب و پنجره هم سد معبر کردن حق داره که ولی اینجا کجا بود ؟ انبار اون اداره که نبود پس کجا بود ؟ چه بی موقع عینک و از چشام در آوردم . اه . حواسم نبود تو خواب هم عینک بزنم . !!!! بعد تو خواب رفتم جای دیگه دیدم چند تُن ترازو بود فکر کنم که مونده بود تو انبار را فروختن ..... هزار تومن !!!! و یک گوشه خواب قشنگم بود که دیدم مادر یکی از کارگرا از سفر آمد و بچه اش چه ذوقی برای رفتن پیشش داشت و اون بنده خدا ، همون دیگه گفت سوغاتی منم یادت نره !!!!!!!!!!!!!!! . اون بنده خدا هم سوغاتی آورد و اون یکی دیگه برای اینکه کارگر بدبخت شرمنده نشه سوغاتی ها رو پرت کرد و بجاش موبایل رو برای خالی نبودن عریضه برداشت !!!!!!
بازم که این تکه خوابم بزن بزن داره . این بنده خدا رو چرا به تیر برق بستن و می زنن ؟ چرا دندونش شکست ؟ بی خیال من که نباید خودمو تو دعوای بقیه قاطی بدم . ولی این باز که همون آشنایه خودمونه !!!! همون که دوست داره رعب و وحشت ایجاد کنه !!!!! اون اینجا چکار می کنه ؟!!! نمی دونم . بیخیال زودتر برم تا منم نگرفته تو خواب نزده برم بهتره .
و .................
اه چه خواب بی مزه ایی بود . بیدار شدم . آخیش چه خوبه که تو بیداری اینجوری نیست !!!! راحت شدم حتماً شب با این کاندیداهای مجلس شام زیاد خوردم که از این خواب های چپ اندر قیچی دیدم .
ببخشید .................!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معرفی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی ایرانشهر ( 1 )
(ناصر درخشان )
در این وبلاگ سعی خواهد شد از این پس کاندیداهای مجلس شورای اسلامی حوزه شهرستان ایرانشهر- سرباز – دلگان را با توجه به موافقت خود عزیزان معرفی نمایم که امید است کمکی باشد تا مردم با دیدی بهتر و شناختی مناسب تر نماینده خود را انتخاب نمایند .
لازم بذکر است معرفی به سبک وبلاگ ارتباط ایرانشهر خواهد بود .

ناصر درخشان را چندی قبل در جمعی خودمانی برای اولین بار دیدم ، با توجه به اینکه از قبل اطلاعاتی در خصوص فامیل و اقوام و تحصیلاتش داشتم ولی خودش را ندیده بودم .
از قبل می دونستم متولد 1357 و دارای مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد زاهدان در رشته حسابداری و کارشناسی ارشد از پونای هند در رشته MBA و در رشته مدیریت صنعتی در مقطع دکترا در کشور مالزی می باشد .
در جلسه که نشسته بودیم همه طبق روال عادی جامعه
چرا شهردار و روابط عمومي آن به مردم پاسخ نمي دهند؟!!!!
در مطلب قبل که در دفاع از خود نوشته بودم عنوان کردم که هر چند وقت اسنادي را براي اثبات صحت گفته هاي خود در وبلاگ درج خواهم نمود . آنان که بر سراسر کذب بودن مطالب وبلاگ بنده تاکيد دارند و خود را مبرا از خطا مي دانند حداقل به مردم جوابگو باشند .
يک برگ جريمه بالغ بر پنج ميليون ريال که اميد است مشخص شود از چه محلي پرداخت گرديده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و ديگري صحت مطالب در خصوص سايت دفن زباله که بارها بدان اشاره شد ولي گفتند کذب است . در سايت دانشگاه ايرانشهر مطلبي که از بي توجهي شهرداري ايرانشهر به اين معضل اشاره دارد سخن مي گويد.
در خصوص جرایم لطفاْ توجه شود ماشین زانتیا متعلق به چه ارگانی است ونوع جرایم نیز جالب است .
حال مردم خود بگويند کي کذاب است و کي صادق؟

اولین کارخانه فرآورده های لبنی ایرانشهر افتتاح شد
شرکت تعاونی { کارخانه } فرآرده های لبنی کهوران با 35 میلیارد ريال سرمایه گذاری شروع به فعالیت نمود و رسماً در دهه فجر افتتاح گردید.
در این مراسم رحمدل بامری ( فرماندار ) ، حجه الاسلام عبدالهی ( امام جمعه ) ، مولوی عبدالصمد کریمزایی ( امام جماعت اهل سنت ) ، حجه الاسلام موسی الرضا تیموری (مسوول نهاد معظم رهبری در امور اهل سنت ) و جمعی از مسوولین شهرستان حضور داشتند .
این کارخانه با سرمایه گذاری شخصی مهندس صلاح الدین سپاهی و مهندس نوری و دریافت 10 میلیارد ريال تسهیلات از سال 1387 وارد مرحله ساخت گردید که اولین خط تولید لبنی آن در تاریخ 1/10/1390 شروع بکار نمود .
سپاهی مدیریت کارخانه با اشاره به ظرفیت تولید روزانه در کارخانه در مصاحبه اختصاصی با وبلاگ ارتباط ایرانشهر اظهار داشت : ظرفیت تولید روزانه بالغ بر 60 تن محصولات را داریم .
وی همچنین در خصوص تولیدات کارخانه لبنی کهوران گفت : انواع مواد لبنی ( شیر – ماست – دوغ ) ، ماست کم چرب پر چرب و همچنین دوغ با طعم های نعنا، خیار موسیر و فلفل را در حال حاضر تولید می کنیم .
سپاهی در خصوص تولیدات دیگر این کارخانه بیان داشت : تا پایان سال روغن زرد ( حیوانی ) و در بخش دوم نیز آب آشامیدنی را در دستور کار تولید داریم .

یاسر کرد در مطلبی برای ایرانشهر جدال اشکان با شورای شهر و شهردار را نشانه زنده بودن شهر دانسته است .از این که شهردار و شورا و اشکان را سفید مطلق و یا سیاه مطلق ببنیم اشتباه است هیچ شک و تردیدی نیست . همه ادمها در کارنامه کاری و زندگی خود ترکیبی از مثبت ها و منفی ها را با هم دارند . اما برآیند و نمود این ترکیب در خروجی جامعه باید مثبت باشد
شهری به بزرگی شهر ایرانشهر نمی تواند بدون مشکلات باشد و رفع و این مشکلات هم نیازمند موارد متعددی از امکانات چون اعتبار - نیروی انسانی و برنامه ریزی و همکاری مردم را می طلبد . و همه اینها در سایه صداقت مسئولین و همکاری مردم قابل حل است
انتقاد هم نشانه دشمنی و مخالفت نیست بلکه تلنگر و یادآوری است که مسئولین بدانند موکلین آنها .انها را تنها نگذاشته اند و همواره عملکردشان را رصد می کنند .
اما انچه در این میان نام جدال به خود می گیرد داستان حق و باطل است . انچه که منتقدان
مطلب ذیل از وبلاگی http://soobi.niniweblog.com/ به دست بنده رسید که اشک را از چشمانم سرازیر کرد . روزی مطلبی در خصوص بی توجهی برخی از پزشکان نوشتم ولی دوستان به شدت گلایه داشتند که نباید به این پزشکان گفت که بالای چشمتان ابروست!!!!! آیا پزشکان فقط باید مردم این خطه را به چشم بانک پول تصور نمایند ؟ آیا نباید نظارتی بر عملکرد پزشکان باشد ؟ آیا نباید انتظار مطبی تمیز و قابل نشستن را از دکتر داشت ؟ آیا باید هم از وقت و هم از پول خود گذشت و غرغرهای پزشکان و پرخاش آنها را نیز تحمل نمود ؟
در این مطلب قصد توهین به جامعه پزشکی نیست چون واقعاً قشری زحمت کش هستند اما باید آنان که با آبروی نام پزشکی کم می گذارند برخورد شود . باید بدانند مردم ایرانشهر موش آزمایشگاهی نیستند !!!! و این نیز منطقی نیست که پزشکی به نام طرح چند صباحی بیاید و با آموزش و تمرین روی مردم این خطه در کلان شهر ها برای خود مطبی بزند و ......
توجه به حق و حقوق مردم وظیفه مسوولین است
رفتیم بیمارستان ایران ایرانشهر،حدودساعت 18.یه خانم اومدبعدازاینکه 9جا ازدست وپامو سوراخ کرد بالاخره
تازه تونست سرم رو زیرجلدی وصل کنه!!!وباعث شدمحتویات سرم زیرپوستم بره!!!وآخرش هم باهزاربدبختی درست شد.
تازه این اولین شکنجه ام بود!!
عکسی که ازسینه ام گرفتند،دکتررابه این نتیجه رسوندکه سینه ام چرکی شده.کلی آمپول چرک خشکن برام نوشت،وگفت این بچه نباید چیزی بخوره حتی یه قطره آب!!!
هرچه گریه کردم وآب خواستم کسی توجه نکرد.مامان صدا میزدم مامان بزرگو،وحتی به پرستاران باالتماس آب وغذا می خواستم .شنیده بودم بزگترا که روزه می گیرند،نهایتش 12-13ساعت چیزی نمی خورند،ولی من الان حدود27 ساعت بود که چیزی نخورده بودم.پرستاران واقعا دلشان به حال من
بنزین، بنزین، بی بنزینی !!!!!!
امروز در ایرانشهر بنزین نبود !!!!!!!!
زین پس باید قبل از رفتن به جایگاههای سوخت حتماً طی تماسهایی از قبل مطلع شد که آیا سوخت هست و یا خیر ؟
ایرانشهر در تلاقی راههای ترانزیتی قراردارد و به نوعی می توان آن را مرکز ثقل جنوب شرق دانست . اما همیشه معضل سوخت گریبان مردم و مسافرینی که به این خطه سفر می نمایند را گرفته است .
در ساعاتی از 24 ساعت که کلاً جایگاهها تعطیل می باشند . !!!! از 4 جایگاه موجود با بی مدیریتی یکی از جایگاهها تعطیل شد !!!! آیا نباید نظارتی بیشتر بر این امور نمود تا از سردرگمی مردم جلوگیری شود ؟
تغییرات در سیاست شورای شهر؟!!!!!
پس از درج مطلب سبک جدید تبلیغات در شهرداری ایرانشهر وپیگیری های مدیر وبلاگ ارتباط ایرانشهر، نهایتاً اعضای شورای شهر ایرانشهر بر مبهم بودن و نادرست بودن آگهی مزایده و گنگ ماندن شرایط آگهی و دیگر موارد صحه گذاشته و بر اعلام مجدد آگهی در روزنامه و تغییرات اصولی در شرایط و قرارداد تاکید نمودند.
با توجه به اینکه هنوز هیچ مکانی برای تابلو ها در نظر گرفته نشده بود و قیمت مکانها یکسان در نظر گرفته شده بود و موارد ابهام آمیز دیگر مقرر گردید در مرحله ایی دیگر آگهی برگزار گردد .
دوستانی از زاهدان و حتی داخل شهر تماس گرفته و با تعجب اظهار داشته بودند که آیا در ایرانشهر تاکنون آگهی مزایده برگزار نشده که چنین ناقص و در حد ابتدایی این آگهی اعلام گردیده است ؟
البته با توجه به مشکلات پارک فجر و ناتوانی در بسیاری از تنظیم قرارداد ها مشکلات عدیده ایی برای شهر و مردم و شهرداری بوجود آمده است .
سبک جدید در تبلیغات محیطی و آگهی دادن شهرداری !!!!!!!!!!!!!!
چندین سال قبل در ابتدای روی کارآمدن شورای سوم در تابستان فکر کنم بود ( زمان تعطیلات !!! ) طبق آگهی شهرداری که در روزنامه درج شده بود شخصی برنده رقابت شد که مجوز کار تبلیغاتی را نداشت و کانون های تبلیغاتی نیز هیچ کدام مطلع از این آگهی نشدند !!!!!
که آن شخص پس از اعتراضات مجوز کانون تبلیغاتی را گرفت ، هر چند که همچنان هستند کسانی که غیر قانونی فعالیت دارند و آب هم از آب تکان نمی خورد .
در همان دوران بود که اینجانب با توجه به داشتن مجوز کانون تبلیغاتی درخواست احداث و راه اندازی 3 تابلوی دیجیتال در سطح شهر را داشتم که شهرداری مجوز نداد و اظهار داشت که باید از پیمانکار تبلیغات شهری مجوز بگیرم !!!! از یک لحاظ کار درست بود چون پیمانکار قرارداد تبلیغات محیطی را داشت ، اما جالب نکته اینکه
http://www.ganjamin.blogfa.com/
ایرانشهر شهر پر رمز و رازی است . و در پشت هیاهو های بسیارش آرامشی عجیب نهفته است. خاکش جذبه دارد و مهاجران زیادی را در خود جای داده است. هویتش نیز در تنوع مهاجران به شکلی عجیب خودش را نشان می دهد . بلوچی است اما گویی شهری از استان کرمان است. شلوغ و درهم برهم است اما یک جورایی شهروندانش در بی نظمی منظم شده اند! می گویند شهر فرهنگی است اما انگار تمام نخبگان فرهنگی اش با شهر، با خودشان حتی با روح فرهنگ قهر کرده اند و هرکدام به کنج عافیت و یا انزوا خزیده اند. امید و نشاط در شهر غریب است، همه عجله دارند ، رانندگان تاکسیش از همه بیشتر .
نعیم پناه- شهردار - در این شهر منتقدان زیادی دارد همه به عملکردش اشکال و ایراد وارد می کنند اما ایها همه واقعیت نیست . من مدافعش نیستم و به خیلی از کارهایش ایراد وارد می کنم اما نمی شود چشممان را به خیلی از کارهای خوبش ؛ ببندیم. گفتم پناه مثل همه ماها کارنامه اش از نمرات خوب و بد پر است. البته امیدوارم این مدت باقی مانده نمرات خوبش زیاد بشوند تا انشاء الله نمره قبولی را بگیرد.
دشتی را هم دو را دور می شناسم. کارهای فرهنگی اش را هم پیگیری می کنم . به حکم کارش بعضی مواقع مامور است و معذور. اما دشتی چند سال قبل که من از خاش پیگیر کارهایش بودم خیلی دوست داشتنی تر از دشتی الان است.
اشکان اروند را خوب می شناسم. من همیشه یکی از منتقدانش بوده و هستم. اما همیشه از ایشان دفاع کرده ام اگر اشکان را از ایرانشهر بگیریم جای خالی اش خیلی احساس می شود. وبلاگش در عین اشکالاتی که دارد ، همیشه جای خالی یک نشریه در ایرانشهر را پر می کند. اشکان خبرنگار است و به حکم خبرنگاری باید بنویسد و نقد کند و هیچکس با هر مقامی نمی تواند این حق را از او بگیرد.
جدال اشکان با شهرداری سر درازی دارد اما یادمان باشد برنده این جدال مردمی هستند که اگر اطلاع رسانی اشکان اروند نبود از خیلی ماجراها بیخبر می ماندند.
نعیم پناه فرزند و سرمایه این شهر است . اشکان و دشتی همینطور. و من بر خلاف خیلی ها اعتقاد دارم این جدالها باید باشد و این نشانه زنده بودن شهر است.
http://nohan.persianblog.ir/
مصاحبه نوهان با اشکان اروند
چهره آشنا با آن لبخند ژکند که نشان تلخ کامی فرزندان بلوچستان امروز است. وبلاگ نویس و نقاد اجتماعی که نوشته هایش، نانوشته های خیلی از ما و دوربین آماتوریش که می بیند آنچه را که برای ما روزمره گی شده است.
اشکان اروند این روزها منشوری شده به خاطر احساس شهروندی و وظیفه ای که در خود دارد،گفت و گوی خیالی ما با این وبلاگ نویس محبوب بلوچ رو برای علاقه مندان به اشتراک گذاشتم.
خیلی وقته که توی فضای مجازی فعالیت میکنید؟
راستس نه،آخه تا همین چند سال پیش تو شهرمون اصلا چیزی به اسم اینترنت وجود خارجی نداشت
حالا چرا وبلاگ نویس شدید؟
بعد از همه گیر شدن این دنیای مجازی به خصوص سال 89 که سال تسخیر دنیای مجازی به دست هموطنان عزیزمون بود،وظیفه خودم دونستم تا به عنوان یک بلوچ از این عرصه بر خلاف عرصه های دیگه جا نمونیم
با توجه به اینکه اکثر نوشته های سالهای اخیرتان نقد بوده، نگران نیستید مردم بلوچ انتظار حفظ این روحیه در هر شرایطی رو داشته باشند؟
صددرصد نگرانم، مگر میشه نگران این مساله نباشم. با خودم فکر میکنم یعنی از این به بعد فقط من رو با این مشخصه خواهند شناخت، اما به هرحال واقعیت اینه که انتظار واژه ای بیگانه برای مردم بلوچه.این روحیه از اونجا ناشی شده که مسولین همیشه وظایفشون رو به نحو احسنت انجام دادن و دیگه جایه انتظاری باقی نمونده
به عنوان یک وبلاگ نویس فکر میکنی چه عاملی باعث شد جوانان بلوچ با دنیای مجازی آشتی کنند؟
خوب این خیلی بدیهیه مهمترین عامل، هدفمند کردن یارانه ها بود که باعث رونق کسب و کار کافی نت ها و ایجاد انگیزه بلوچ ها برای ورود به دنیای مجازی شد
از اونجایی که از نوشته هاتون بر میاد یکی از دغدغه هات مسائل شهر ایرانشهر و زیرساخت هاست آینده این شهر رو چه جوری پیش بینی میکنید؟
به نکته خوبی اشاره کردی،من آینده رو خیلی روشن می بینم،با این سرعت کند و کاو ارگان های مختلف در شهر همون طور که پیشرفت چاله زنی ها و کندن خیابون و کوچه و بازار رو خودتونم مشاهده می کنید با قدمتی که این شهر داره حتما به همین زودی ها یک گنج پیدا میشه اونوقت مشکل کمبود بوجه همه ارگان ها هم مرتفع میشه
در پایان چه صحبتی با دوستان وبلاگ نویس دارید؟
نمیدونم چقدر تجربه وبلاگ نویسی دارن اما اگه دستی بر آتش داشته باشن منظورمو متوجه میشن، وبلاگ مثل یک قیف سر گشاد می مونه و بخوای از طرف سر گشادش استفاده کنی.اوایل همه چیز راحته، نوشتن ازهر دری و سخنی، به کار بردن هر نوع الفاظی، به مرور حریم هایی که برای خودت و وبلاگت تعیین میکنی، تورو مجبور می کنه طی یه چارچوب خاص حرکت کنی و مانع از زیاد نوشتن و هرچی نوشتنت میشه، آروم آروم به جایی میرسی که نمیتونی هر دردلی رو دربلاگت مطرح کنی.
فرهنگ و ارشاد ایرانشهر در خاموشی!!!!
اداره فرهنگ و ارشاد همانگونه که خود گویاست متولی امور فرهنگ و راهنمایی و ارشاد باید باشد . اداره ایی که با توجه به سادگی ( در ایرانشهر که 3 نفر هم معاونند و هم کارمند و هم آبدارچی !!!!) از اهمیت خاصی برخوردار است .
رییس اداره فرهنگ وارشاد ایرانشهر پس از سالیان دراز !!!!! که شاهد چندین دولت مرد بر مسند قدرت دولت بود میز ریاست اداره را وداع گفت و میزی دگر را گرفت و بر صندلی شهرداری نیکشهر جلوس کرد و جای خود را فعلاً خالی گذاشته است و چانه زنی ها برای این پست ادامه دارد.!!!
اما رییس جدید کیست ؟ آیا خواهد توانست با گروههای فرهنگی قهر کرده از مدیریت قبلی ارتباط برقرار کند؟
آیا خواهد توانست با چند تن خبرنگار شهر ارتباط برقرار کند و به بهانه های واهی روز خبرنگار را به فراموشی نسپرد ؟
آیا خواهد توانست مراسم بزرگداشت بزرگان را پاس بدارد؟
آیا خواهد توانست نامه های خاک گرفته درخواست کلاس های خبرنگاری در شهر را از غبار پاک کند ؟ و جامه عمل بدانها بپوشاند ؟
آیا خواهد توانس نظم و قانون را در امور مربوط به خود و اداره را در شهر اجرا نماید ویا گرفتار قوم بازی خواهد شد؟
آیا و آیا های دیگر .................................
شهر را صاحبی باید !!!!!!!!
اجازه هست چیزی بگم؟!!!!!!!!!!
اجازه هست یه چیز کوچک بگم؟!! به کسی بر نمی خوره ؟!!! فلان جا فلان مسوول!!! فلان روابط عمومی !!!! به هیشکی بر نمی خوره ؟
چسبی برای چسباندن ؟؟؟؟
این جلوه شهر ماست ، عکسها خود گویا ، حالت مردم و مسوولین شده حکایت کی بود کی بود من نبودم!!!!
شهرداری دست نمی زنه و جمع نمی کنه که می گه وظیفه شرکت گازه !!!! شرکت گازم که پس از 4 هفته بی خیال شده !!!
این که میگه من نیستم اونم می گه به من چه ؟!! پس مردم به کی بگن ؟؟؟ انتصاب و انتخاب را بیخیال شین درد مردم را بچسبین . شهر را صاحبی باید !!!!!!!!


نظرات برخی از دوستان در دفاعیه از حقیقت گویی
ج – الف
اشکان گرامی کارهای شما قابل قدردانی و با ارزش می باشند -این آقایان جوابی برای کم کاریهای خود ندارند متوصل به به زور و دادگاه می شوند که امیدوارم هیچ خللی در کار با ارزشتان نباشد-باور کنید ماهائی که در خارج هستیم تمام امیدمان سر زدن به سایتهای شما می باشد که وقایع را برای مردم می نوسید-من چون دانش آموز مرحوم پدرتان بوده ام می دانم از شما به غیر از گفتن واقعیت چیز دیگر بر وز نمی کند. در ضمن این اسم قشنگ که بابایت به خاطر مرحوم اشکان رویتان گذاشته است به شما می آید مثل او در رابط با مردمت صادق باشید. ما همه دوستت داریم موفق و کامیاب باشید.
محمدی
اوضاع بي سر و سامان و درب و داغون شهر خود دليل كافي براي بي لياقتي و ناتواني و ضعف اين آقايون هست و خودش بزرگترين دفاعيات آقاي اروند ميتونه باشه. ميگن كسي رو كه خوابه ميشه بيدار كرد اما كسي كه خودشو به خواب زده نه. اوضاع شهر اونقدر خرابه و اونقدر تخلف در اين مدت تو شهرداري صورت گرفته و اينها همه خود براين موضوع صحه ميذاره كه آقايون چشمهاشون رو بستن و سرشون رو زير برف كردن و فكر ميكنن مردم متوجه خرابكاريهاشون نميشه و حال جواني پيدا شده كه بدور از زد و بندهاي فاميلي و سياسي و غيره و بدور از انگيزه هاي مالي براي بهبود شهر دست به انتقاد زده طبيعيه كه به مزاقشون خوش نياد و دست به كارهاي جاهلانه براي دفاع از خود بزنن شما يك نفر منصف رو توي اين شهر پيدا نمكنين كه عملكرد اين شهردار رو تاييد كنه واقعاً اوضاع شرم آوره
باران بلوچ
سلام
خوبی
اول قالب وبلاگ راعوض کن
دوم اگه دشتی تورو محکوم کنه همین الان خبرنگاری ووب نویسی را بذار کنار
سوم خبرنگار ی که دادگاه نره خبرنگار نیست درود ودست مریزاد
مهدی
جاي بسي تاسف است براي شهرداري و روابط عمومي ضعيفش
تنها
اشکان عزیز خدا قوت و خسته نباشی برای تو که انقدر دلت واسه شهرت میسوزه.امیدوارم که خداوند متعال بهت توفیق روزافزون و توانایی بیشتر برای گرفتن حق مردم این شهر بی سرپرست بده
محمد امیری
ایرانشهری های سراسر ایران حمایتت می کنند
ماهمه اشکان اروند هستیم
دشتـــی! دشتــــــی! مشخصه معلوم الحال کیه!
.......
راستی اعتراض به رای یادت نره !!
ماهمگی دعا می کنیم
شهروندک
سلام من خود یکی از دوستان دشتی هستم .یادش بخیر ان موقع که باهم توی ان اتاق نمور می نشستیم و مطلب می نوشتیم و تنها صدای انتقاد شهر بودیم .چندسالی است که دشتی عوض شده .